پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۲

تن‌پرستان‌که به این آب و نمک عیاشند

بی‌تکلف همه بالیدن نان و آشند

سر و گردن همه در دور شکم رفته فرو

پر و خالی و سبک‌مغزتر از خشخاشند

ربط جمعیتشان وقف تغافل ز هم است

چشم اگر باز شود چون مژه‌ها می پاشند

آه ازبن نامه‌سیاهان‌که ز مشق من و ما

تا دل آیینهٔ راز است نفس نقاشند

گفتگو گر ندرّد پرده‌، کسی اینجا نیست

همه مضمون خیالی ز عبارت فاشند

شش جهت‌ مطلع‌ خورشید و سیه‌ روزی چند

سایه‌پرورد قفای مژهٔ خفاشند

غارت هم چه خیال‌ست رود از دلشان

در نظر تا کفنی هست همان نباشند

انفعالی اگر آید به میان استهزاست

این نم‌اندوده جبینها عرقی می‌شاشند

عمر در صحبت هم صرف شد اما ز نفاق

کس ندانست‌که یاران به‌کجا می‌باشند

بی‌تمیز اهل دول می‌گذرند از سر جاه

همه بر مخمل و دیبا قدم فراشند

پیش ارباب معانی ز فسونهای حیل

رو میارید که این آینه‌ها نقاشند

بیدل از اهل ادب باش‌ که چون‌ گرد سحر

این تحمل‌نفسان عرصهٔ بی‌پرخاشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۹۴حکم عشق است‌ که‌ تشریف تمنا بخشند
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۹۵صد ابد عیش طربخانهٔ دنیا بخشند
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۹۶زان زر و سیم ‌که این مردم باذل بخشند
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۹۷از چه دعوی شمعها گردن به بالا می‌کشند
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹۸جماعتی‌که نظرباز آن بر و دوشند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹۹مبصّران حقیقت‌ که سر به سر هوشند
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰۰به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰۱چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.