پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۳

شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمد

سرش از ‌ید بال‌افشانتر از بسمل برون آمد

چه‌سازد عقل مسکین‌کر نپوشدکسوت مجنون

که لیلی هرکجا بی‌پرده شد محمل برون آمد

ندارد صرفهٔ عزت مقام خود نفهمیدن

سخن‌صد پیش پا خورد اززبان‌کز دل برون آمد

به داغ فوت فرصت سوختن هم عالمی دارد

چراغان‌کرد آن پروانه‌کز محفل برون آمد

سراغ عافیت‌گم بود در وحشتگه امکان

طلب از آبله فالی زد و منزل برون آمد

رهایی نیست از هستی بغیر از خاک‌کردیدن

از این درپای عبرت هرکه شد ساحل برون آمد

به ‌کوشش ربط نتوان داد اجزای هوایی را

دل از خود جمع‌ کردن عقده مشکل برون آمد

ندارد حسن یکتایی ز جیب غیر جوشیدن

حق از حق جلوه_گر شد باطل ازباطل برون آمد

دماغ خاکساری هم عروج نشئه‌ای دارد

من امیدی دماندم تا نهال از گل برون آمد

که دارد طاقت هم‌چشمی ظرف حباب من

محیط ازخود تهی ‌گردید تا بیدل برون آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵گل به سر، جام به کف‌، آن چمن‌ آیین آمد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱طالعم زلف یار را ماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲موج‌گل بی‌تو خار را ماند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.