پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۷

پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساند

جایی نرفته‌ام که دعا می‌توان رساند

دورم ز وصل یار به خود هم نمی‌رسم

یاران مرا دگر به‌ کجا می‌توان رساند

پوشیده نیست آنهمه‌ گرد سراغ من

چشمی چو آبله ته پا می‌توان رساند

یار از نظر چو مصرع برجسته می‌رود

فرصت بدیهه‌جوست مرا می‌توان رساند

ای ساکنان میکده ننگ ترحم است

ما را اگر به خانهٔ ما می‌توان رساند

نقش خیال عالم آب است خوب و زشت

کز یک عرق دماغ حیا می‌توان رساند

شام و سحر کمینگه حُسن اجابت است

آیینه‌ای به دست دعا می‌توان رساند

در عالمی‌که ضبط نفس راهبر شود

بی‌مرگ بنده را به خدا می‌توان رساند

بیمغزی هوس الم جاه می‌کشد

مکتوب استخوان به هما می‌توان رساند

پی‌کرده است گم به چمن خون بیدلان

آبی به باغبان حنا می‌توان رساند

گل در بغل به یاد جمال تو خفته‌ایم

از خاک ما چمن به جلا می‌توان رساند

ما بوالفضول ‌کعبه و بتخانه نیستیم

این یک دماغ در همه جا می‌توان رساند

عهدی نبسته‌ایم به فرصت درین چمن

از ما سلام‌گل به وفا می‌توان رساند

بید‌ل دماغ ناز فلک پر بلند نیست

گرد خود اندکی به هوا می‌توان رساند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱طالعم زلف یار را ماند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲موج‌گل بی‌تو خار را ماند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵از دلم‌بگذشت و خون‌در چشم حیرت‌ساز ماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶در گلستانی‌ که چشمم محو آن طناز ماند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.