پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۲

موج‌گل بی‌تو خار را ماند

صبح‌‌، شبهای تار را ماند

به فسون نشاط خون شده‌ام

نشئهٔ من خمار را ماند

چشم آیینه از تماشایش

نسخهٔ نوبهار را ماند

زندگانی وگیر و دار نفس

عرصهٔ کارزار را ماند

گل شبنم‌فروش این گلشن

سینهٔ داغدار را ماند

چند باشی ز حاصل دنیا

محو فخری‌که عار را ماند

شهرت اعتبار تشهیرست

معتبر خر سوار را ماند

دود آهم ز جوش داغ جگر

نگهت لاله‌زار را ماند

می‌کشندت ز خلق خوش باشد

جاه هم پای دار را ماند

تا نظر باز کرده‌ای هیچ است

عمر برق شرار را ماند

مژه واکردنی نمی‌ارزد

همه عالم غبار را ماند

محو یاریم و آرزو باقی‌ست

وصل ما انتظار را ماند

بی‌تو آغوش گریه‌آلودم

زخم خون درکنار را ماند

سایه را نیست آفت سیلاب

خاکساری حصار را ماند

نسخهٔ صد چمن زدیم بهم

نیست رنگی‌که یار را ماند

مژهٔ خونفشان بیدل ما

رگ ابر بهار را ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵از دلم‌بگذشت و خون‌در چشم حیرت‌ساز ماند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶در گلستانی‌ که چشمم محو آن طناز ماند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۷شوق تا محمل به دوش طبع وحشت‌ساز ماند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۸از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۹رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰۰گر آیینه‌ات در مقابل نماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۰۱دل بال یاس زد نفس مغتنم نماند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.