پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماند

کنج ما را خاک خورد از بسکه در ویرانه ماند

سبحه آخر از خط زنار سر بیرون نبرد

درکمند الفت یک ریشه چندین دانه ماند

در تحیر رفت عمر و جای دل پیدا نشد

چون ‌کمان حلقه‌، چشم ما به راه خانه ماند

شور سودای تو از دلهای مشتاقان نرفت

عالمی زین انجمن بر در زد و دیوانه ماند

مدتی مجنون ما بر وهم وظن خط می‌کشید

طرح آن مسطر به یاد لغزش مستانه ماند

در خراباتی که از شرم نگاهت دم زدند

شورمستی خول شد وسربرخط پیمانه ماند

ساز عمر رفته جز افسوس آهنگی نداشت

زان همه خوابی‌که من دیدم همین افسانه ماند

شوخ ‌چشمان را ادب در خلوت دل ره نداد

حلقه‌ها بیرون در زین وضع ‌گستاخانه ماند

دل فسرد و آرزوها در کنارش داغ شد

بر مزار شمع جای ‌گل پر پروانه ماند

آخرکارم نفس در عالم تدبیر سوخت

هرسر مویی‌که من تک می‌زدم در شانه ماند

حال من بیدل نمی‌ارزد به استقبال وهم

صورت امروز خود دیدم غم فردا نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲موج‌گل بی‌تو خار را ماند
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵از دلم‌بگذشت و خون‌در چشم حیرت‌ساز ماند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶در گلستانی‌ که چشمم محو آن طناز ماند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۷شوق تا محمل به دوش طبع وحشت‌ساز ماند
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۸از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۹رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.