پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۳

آگاهی دل انجمن اختلاف شد

عکسش فروگرفت چو آیینه صاف شد

کام و زبان به سرمه‌اش از خاک پرکند

گویاییی‌که تشنهٔ لاف وگزاف شد

بر چینی‌ات مناز که خاقان به آن غرور

چندی به سر نیامده مویینه‌باف شد

میل غذاست مرکز بنیاد زندگی

پیچید معده بر هوس جوع و ناف شد

مستغنی‌ام ز دیر و حرم کرد بیخودی

برگرد خویش گردش رنگم طواف شد

آخر به ناله دعوی طاقت نرفت پیش

لب بستنم به عجز دوام اعتراف شد

پیری‌گره ز رشتهٔ جان سختی‌ام ‌گشود

قد خمیده تیشیهٔ خاراشکاف شد

مردان به شرم جوهر غیرت نهفته‌اند

تیغ از حجاب زنگ مقیم غلاف شد

فهمیده نِه قدم که‌کمالات راستی

ننگ هزار جاده ز یک انحراف شد

با خامشی بساز که خواهد گشاد لب

میدان هم‌کشیدن اهل مصاف شد

بیدل به چارسوی برودت رواج دهر

گردکساد، جنس وفا را لحاف شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵جبههٔ‌حرص اگر چنین‌گرد ره هوس‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶از غبارم هرچه بالا می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷هرکه حرفی از لبت وامی‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸شوق دیداری ‌که از دل بال حسرت می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹عریانی آنقدر به برم تنگ می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰مد بقا کجا به مه و سال می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.