پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

مد بقا کجا به مه و سال می‌کشد

نقاش رنگ هرچه‌ کشد بال می‌کشد

واماندگی به قافلهٔ اعتبار نیست

پیش است هرچه شمع ز دنبال می‌کشد

نگسستنی‌ست رشتهٔ آمال زیر چرخ

چندین‌کلاوه مغزل این زال می‌کشد

سنگ همه به خفت فرسودگی ‌کم است

قنطار رفتهرفته به مثقال می‌کشد

از ریش و فش مپرس ‌که تا قید زندگی‌ست

زاهد غم سلاسل و اغلال می‌کشد

خشکی به طبع خلق ز شعر ترم نماند

فطرت هنوز از قلمم نال می‌کشد

تشویش خوب و زشت جهان جرم آگهی‌ست

صیقل به دوش آینه تمثال می‌کشد

موقع‌شناس محفل آداب حسن باش

ننگ خطست مو که سر از خال می‌کشد

معشوقی از مزاج نفس کم نمی‌شود

پیری ز قد خم شده خلخال می کشد

بی‌مایهٔ غنا نتوان شد حریف فقر

ادبار نیز همت اقبال می‌کشد

بیدل تلاش‌گر مرو وادی جنون

تب می‌کند گر آبله تبخال می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳بار ما عمری‌ست دوش چشم حیران می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴چو شمع هیچکس به زیانم نمی‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵رفته‌رفته این بزرگی‌ها به بازی می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.