پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

عریانی آنقدر به برم تنگ می‌کشد

کز پیکرم به جان عرق رنگ می‌کشد

آسان مدان به کارگه هستی آمدن

اینجا شرر نفس ز دل سنگ می‌کشد

فکر میان یار ز بس پیکرم گداخت

نقاش مو ز لاغری‌ام ننگ می‌کشد

سامان زندگی نفسی چند بیش نیست

عمر خضر خماری ازین بنگ می‌کشد

زاهد خیال ریش رها کن ‌کزین هوس

آخر تلاش شانه به سر چنگ می‌کشد

با هیچکس مجوش‌ که تمثال خوب و زشت

رخت صفای آینه بر زنگ می‌کشد

ای خواجه یک دو گام دگر مفت جهد گیر

باریست زندگی‌ که خر لنگ می‌کشد

خلقی به گرد قافلهٔ فرصتی‌ که نیست

چون صبح تلخی شکری رنگ می‌کشد

خون شد دل از عمارت حرصی‌ که عمرهاست

زین‌ کوهسار دوش نگین سنگ می‌کشد

خامش نوای حسرت دیدار نیستم

در دیده سرمه ‌گر کشم آهنگ می‌کشد

از حیرت خرام تو کلک دبیر صنع

نقش خیال نیز همان دنگ می‌کشد

بیدل چو بند نیشکر از فکر آن دهن

معنی فشار قافیهٔ تنگ می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳بار ما عمری‌ست دوش چشم حیران می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴چو شمع هیچکس به زیانم نمی‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵رفته‌رفته این بزرگی‌ها به بازی می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.