پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۷

هرکه حرفی از لبت وامی‌کشد

از رگ یاقوت صهبا می‌کشد

بسکه مخمور خیالت رفته‌ایم

آمدن خمیازهٔ ما می‌کشد

نازش ما بیکسان بر نیستی‌ست

خار و خس از شعله بالا می‌کشد

شوق تا بر لب رساند ناله‌ای

گرد دل دامان صحرا می‌کشد

می‌رویم‌از خویش‌وخجلت می‌کشیم

ذوق آغوش که ما را می‌کشد

عشق خونخوار از دم تیغ فنا

دست احسان بر سر ما می‌کشد

خودگدازی ظرف پیدا کردن است

اشک دریاها به مینا می‌کشد

عمرها شد پای خواب‌آلود من

انتقام از سعی بیجا می‌کشد

نی نشان دارم نه نام اما هنوز

همت ‌من ‌ننگ عنقا می‌کشد

می‌گریزم از اثرهای غرور

اشک هر جا سرکشد پا می‌کشد

محو عشق ازکفر و ایمان فارغ‌ست

خانهٔ حیرت تماشا می‌کشد

بید‌ل از لبیک و ناقوسم مپرس

عشق درگوشم نواها می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹عریانی آنقدر به برم تنگ می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰مد بقا کجا به مه و سال می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳بار ما عمری‌ست دوش چشم حیران می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴چو شمع هیچکس به زیانم نمی‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵رفته‌رفته این بزرگی‌ها به بازی می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.