پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

ترکیبات

شمارهٔ ۱

یارب آن قامت چون سرو خرامان نگرید

یارب آن عارض و آن زلف پریشان نگرید

یوسف و چاه و رسن هر سه بهم دیده نه اید

زلف او بر لب آن چاه زنخدان نگرید

صد هزاران دل از پای در افتاده ز غم

سر نگونسار در آن چاه به زندان نگرید

باد عهدی است ولی سنگ دل ای دلشدگان!

با چنان سختی دل سستی پیمان نگرید

بر لبش کو شکری تنگ شد و تنگ شکر

عقل را فتنه شده از بن دندان نگرید

زلف او سایه طوبی است بکوشید مگر

سایه بر چشمه خورشید درفشان نگرید

آن مبینید که او نوش لب آمد شب وصل

عیش چون زهر من اندر شب هجران نگرید

دولت یوسف گم گشته چه بینید به مصر

زاری و محنت یعقوب به کنعان نگرید

گفتمش بوسه و جان، گفت که اینک سر و سنگ

هان و هان بوسه خران بوسه ارزان نگرید

عالمی فتنه او گشته و صد چون او را

عاشق بارگه خسرو ایران نگرید

تاج بخشی که بدو سلطنت آرام گرفت

خواجه نه فلک از بندگیش نام گرفت

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۳به سر زلف سیه باز گره بر زده ای
  2. شمارهٔ ۴خسروی کاینه روی ظفر خنجر اوست
  3. شمارهٔ ۵تاج بخشی که گذشتست ز گردون قدمش
  4. شمارهٔ ۶خسروا قهر تو گر بار بر ایام نهد
  5. شمارهٔ ۷خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد
  6. شمارهٔ ۸ای دل نه سنگ خاره ای! آخر فغان کجاست؟
  7. شمارهٔ ۹شه زاده رفت شور به عالم درافگنید
  8. شمارهٔ ۱۰رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی
همه‌ی ترکیبات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.