پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

ترکیبات

شمارهٔ ۳

به سر زلف سیه باز گره بر زده ای

خرمن عمر مرا آتش غم در زده ای

با کله داری خود ماه فلک بنده تست

تا سر زلف سیه زیر کله بر زده ای

تر شد از شرم رخت برگ گل امسال که تو

رقم از غالیه بر برگ گل تر زده ای

حلقه در گوش بناگوش توام پس تو مرا

حلقه وار از چه سبب بیهده بر در زده ای؟

دست بر نه که نه از چرخ یکم تافته ای

سینه کم کن که نه بر لشگر سنجر زده ای

بس که تو زان دهن تنگ وزان تنگ شکر

طعنه اندر نمک و پسته و شکر زده ای

خط و خال تو نه خالست و نه خط دانی چیست؟

من بگویم چه فنست آنکه تو دلبر زده ای؟

حرفها گرد رخ خویش نبشتی و به سحر

حرفها را نقط از غالیه بر سر زده ای

پنج نوبت بزن اکنون که سراپرده حسن

با شرف خانه خورشید برابر زده ای

مدد حسن تو امروز فزونست مگر؟

دوش در بزم ملک نصفی و ساغر زده ای

پهلوان کز همه شاهان به هنر روزبه است

تیغش انصاف ستان فلک عشوه ده است

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۵تاج بخشی که گذشتست ز گردون قدمش
  2. شمارهٔ ۶خسروا قهر تو گر بار بر ایام نهد
  3. شمارهٔ ۷خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد
  4. شمارهٔ ۸ای دل نه سنگ خاره ای! آخر فغان کجاست؟
  5. شمارهٔ ۹شه زاده رفت شور به عالم درافگنید
  6. شمارهٔ ۱۰رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی
  7. شمارهٔ ۱۱ای مرغ بر پریده به بالا چگونه‌ای؟
  8. شمارهٔ ۱۲ای شاه! یاور تو درین غم خدای باد
همه‌ی ترکیبات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.