پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

ترکیبات

شمارهٔ ۱۰

رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی

خفتی و دستها همه بر سر گذاشتی

خاتون کشوری تو نگویی چه اوفتاد؟

کز ما ملول گشتی و کشور گذاشتی

دیدی که راه زحمت اغیار بر نتافت

تنها شدی و عدت و لشکر گذاشتی

تابوت تنگ و حسرت دل بردی از جهان

تاج و سریر و یاره و افسر گذاشتی

در بند خاک ماندی و آزاد و بنده را

بر خاک راه، عاجز و مضطر گذاشتی

ای میوه دل پدر! این دردها نگر

کز مرگ خویش در دل مادر گذاشتی

این بر همی چه بود؟ که بی هیچ موجبی

عصمت سرای خویش مشمر گذاشتی

دامن فشاندی از همه یعنی که می روم

رفتی و هر چه داشتی ایدر گذاشتی

در مغرب هلاک فتادی چو آفتاب

در چشم ما سرشگ چو اختر گذاشتی

بگذشتی از زمانه ولی عمر جاودان

وقف اتابک و دو برادر گذاشتی

آوخ که قصر جاه و معالی خراب شد

دلها همه شکسته جگرها کباب شد

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۱۲ای شاه! یاور تو درین غم خدای باد
  2. شمارهٔ ۱۳دل در اندوه جان نبایستی
  3. شمارهٔ ۱۴روح را خار در جگر فگنید
  4. شمارهٔ ۱۵تا عالم است امید کسی زو وفا نشد
  5. شمارهٔ ۱۶ای شخص تو نشانه تیر محن شده
  6. شمارهٔ ۱۷ای که موج سینه تو غوطه دریا دهد
همه‌ی ترکیبات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.