پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

ترکیبات

شمارهٔ ۸

ای دل نه سنگ خاره ای! آخر فغان کجاست؟

وی دیده گر نسوختی اشگ روان کجاست؟

ای جان خسته! آن نفس نیم سرد کو؟

وان ناله ها که اید ازو بوی جان کجاست؟

ای صبر سر گرفته! اگر زنده ای هنوز

از سوز سینه نوحه و از غم فغان کجاست؟

ای عقل مختصر! تو ز محنت امان مجوی

خود جسته گیر در همه عالم امان کجاست؟

ای روز! اگر تو همدم و همدرد ما شدی

چشمی پر آب از دم آتش فشان کجاست؟

ای شب! اگر پلاس نپوشیده ای به سوگ

لبهای خشک و گونه چون زعفران کجاست؟

بس بر هم است و تیره جهان ای چه واقعه است؟

آن عیش و خوشدلی که بد اندر جهان کجاست؟

عالم سیاه ماند مگر صبحدم بسوخت

ور نه ز نور در همه عالم نشان کجاست؟

ای آسمان شوخ سیه دل بگوی هین!

کانکس که بد به قدر به از آسمان کجاست؟

وی روزگار سنگدل سفله! باز گوی

کان میوه دل شه صاحبقران کجاست؟

ای دهر دون پرست! بدان تا چه کرده ای؟

در کینه که رفته و خون که خورده ای؟

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۱۰رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی
  2. شمارهٔ ۱۱ای مرغ بر پریده به بالا چگونه‌ای؟
  3. شمارهٔ ۱۲ای شاه! یاور تو درین غم خدای باد
  4. شمارهٔ ۱۳دل در اندوه جان نبایستی
  5. شمارهٔ ۱۴روح را خار در جگر فگنید
  6. شمارهٔ ۱۵تا عالم است امید کسی زو وفا نشد
  7. شمارهٔ ۱۶ای شخص تو نشانه تیر محن شده
  8. شمارهٔ ۱۷ای که موج سینه تو غوطه دریا دهد
همه‌ی ترکیبات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.