پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

ترکیبات

شمارهٔ ۵

تاج بخشی که گذشتست ز گردون قدمش

تنگنایی است جهان پیش سواد حشمش

سقف این گنبد پیروزه به صد شاخ شدست

بارها از چه ز یک صدمه صیت کرمش؟

گشت بازار ظفر تیز و قد دولت راست

چون چه؟ همچون قلم و تیغ ز تیغ و قلمش

بس نماندست که سازد فلک سرمه مثال

سرمه دیده خورشید ز خاک قدمش

خاک پایش را چون هفت فلک گشت بها

یوسفی دان که فروشند به هفده درمش

پیش رایش شب اگر نیست شود جایش هست

زانکه یک ذره صفا نیست ز خورشید کمش

بارگاهش ز شرف کعبه ثانی است که هست

چار دیوار جهان زاویه ای از حرمش

دان که گیسوی پریشان عروس ظفرست

روز کین پرچم شبرنگ فراز علمش

نام خصمش نبرم زانکه در اقلیم وجود

متساوی است بر عقل وجود و عدمش

مرده آز ز یک خنده او زنده شود

او نه عیسی است ولی همدم عیسی است دمش

ملک دشوار کند حاصل و آسان بخشد

به رضا و به سخط کین کشد و جان بخشد

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۷خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد
  2. شمارهٔ ۸ای دل نه سنگ خاره ای! آخر فغان کجاست؟
  3. شمارهٔ ۹شه زاده رفت شور به عالم درافگنید
  4. شمارهٔ ۱۰رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی
  5. شمارهٔ ۱۱ای مرغ بر پریده به بالا چگونه‌ای؟
  6. شمارهٔ ۱۲ای شاه! یاور تو درین غم خدای باد
  7. شمارهٔ ۱۳دل در اندوه جان نبایستی
  8. شمارهٔ ۱۴روح را خار در جگر فگنید
همه‌ی ترکیبات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.