پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۴۳

گندانی را کز آفتابه ش نم زاد

چون آتش خاطر آب خود داد به باد

از نام نکو گو پس ازین دست بشو

کان تهمت آفتابه بر طشت افتاد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۵با من چو شبی به وصل در پیوندد
  2. شمارهٔ ۴۶گر یار به خون تو کمر در بندد
  3. شمارهٔ ۴۷گندانی را که گند بدعت دارد
  4. شمارهٔ ۴۸دهر ار چه غم نامتناهی دارد
  5. شمارهٔ ۴۹گل از رخ گلرنگ تو تشویر خورد
  6. شمارهٔ ۵۰از روی خرد شعر ترا ای سره مرد
  7. شمارهٔ ۵۱دل گر سوی لهو و ناز کم می یازد
  8. شمارهٔ ۵۲چون طبع تو با یار جفا می ورزد
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.