پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۴۵

با من چو شبی به وصل در پیوندد

ننشسته هنوز رخت بر می بندد

بنشینم و در فراق او می گریم

برخیزد و بر گریه من می خندد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۷گندانی را که گند بدعت دارد
  2. شمارهٔ ۴۸دهر ار چه غم نامتناهی دارد
  3. شمارهٔ ۴۹گل از رخ گلرنگ تو تشویر خورد
  4. شمارهٔ ۵۰از روی خرد شعر ترا ای سره مرد
  5. شمارهٔ ۵۱دل گر سوی لهو و ناز کم می یازد
  6. شمارهٔ ۵۲چون طبع تو با یار جفا می ورزد
  7. شمارهٔ ۵۳چون لشکر عارضه به بد رای تو زد
  8. شمارهٔ ۵۴دریاب دلی را که به داغت سوزد
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.