پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۴۰

آنرا که بد امید وصال از چشمت

دور از لبت افتاد به حال از چشمت

وان دل که ز عشق حله در گوش تو شد

خورده ست هزار گوشمال از چشمت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۲ای کم زده خورشید فلک از رایت
  2. شمارهٔ ۴۳گندانی را کز آفتابه ش نم زاد
  3. شمارهٔ ۴۴پیروزه آسمان نگینم زیبد
  4. شمارهٔ ۴۵با من چو شبی به وصل در پیوندد
  5. شمارهٔ ۴۶گر یار به خون تو کمر در بندد
  6. شمارهٔ ۴۷گندانی را که گند بدعت دارد
  7. شمارهٔ ۴۸دهر ار چه غم نامتناهی دارد
  8. شمارهٔ ۴۹گل از رخ گلرنگ تو تشویر خورد
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.