پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۳۱

زان روز که چشم من به رویت نگریست

نگذشت شبی که در غمت خون نگریست

بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت

دریاب که جان بی تو نمی داند زیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳ای موی سپید هیچ آزرمت نیست؟
  2. شمارهٔ ۳۴چون در دل من تویی دروغم خوش نیست
  3. شمارهٔ ۳۵چون دلم که زلف یارم خم داشت
  4. شمارهٔ ۳۶هر زخم جفایی که فلک پنهان داشت
  5. شمارهٔ ۳۷با من غمت ای فقاعی حور سرشت
  6. شمارهٔ ۳۸دل در غم تو نقش امان جست و نیافت
  7. شمارهٔ ۳۹بس دل که ز عشق تو سر خویش گرفت
  8. شمارهٔ ۴۰آنرا که بد امید وصال از چشمت
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.