پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۶۶

صاحبا! داننده اسرار می داند که من

جز به مدحت ده زبان چون غنچه سوسن نیم

روی من همچون لب کلک تو دایم تیره باد

گر برای مدح تو در عالم روشن نیم

مرد میدان فصاحت من توانم بود از آنک

هر نفس مدح تو زایم گرچه آبستن نیم

بنده صدر توام بالله اگرچه ظاهرا

حلقه اندر طرف گوش و طوق در گردن نیم

من شدم بر تر و خشک مدح تو واقف از آنک

همچو خصمان خشک مغز از جهل و تر دامن نیم

در ثنای تو زبان آتش کنم مانند شمع

زانکه در معنی گزاری چون لگن الکن نیم

کوچ نزدیکست و من محروم از تشریف تو

چند گویی صبر و صبر آخر که من ز آهن نیم؟

کار من دریاب و یک ره دشمنم را کور کن

زانکه گرچه ناکسم بی دوست و بی دشمن نیم

آنکه او انعام از من باز گیرد تو نیی

وان که او از تو طمع بردارد آن کس من نیم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۸جنت دنیاست عرض این همایون بارگاه
  2. شمارهٔ ۶۹این قوم نگر که باز هستند
  3. شمارهٔ ۷۰ای خواجه تویی معامل من
  4. شمارهٔ ۷۱ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل
  5. شمارهٔ ۷۲خدایگانا! معلوم رای روشن تست
  6. شمارهٔ ۷۳ای کلک تو بر عروس کاغذ
  7. شمارهٔ ۷۴شاها! تویی آنکه از دل تست
  8. شمارهٔ ۷۵پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.