پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۱

ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل

تا روز خود از وعده تو می شمرم من

باشد که ادب گیرم و جایی ننشینم

چون سیلی مطل تو فراوان بخورم من

از شعر و تقاضا دل و مغزم به خلل شد

در وعده بی مغز تو تا کی نگرم من؟

در کیسه ندارم درم قلب و گر نی

خود را به خود از غصه تو باز خرم من

کو دادگری کز سر انصاف تو زند دم؟

تا پیرهن از جور تو در پای درم من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۳ای کلک تو بر عروس کاغذ
  2. شمارهٔ ۷۴شاها! تویی آنکه از دل تست
  3. شمارهٔ ۷۵پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را
  4. شمارهٔ ۷۶ای رای رفعیت آسمان را
  5. شمارهٔ ۷۷ای سرافراز مهتری که به دهر
  6. شمارهٔ ۷۸خرد را دوش گفتم کز که نازند؟
  7. شمارهٔ ۷۹عیسی نفسا! تویی که هر دم
  8. شمارهٔ ۸۰زهی ملک بخشی که خصمت ندارد
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.