پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۷۳

ای کلک تو بر عروس کاغذ

صد عقد ز مشگ ناب بسته

دست و قلمت کلاله حور

بر گردن آفتاب بسته

بویی ز تو چرخ شیشه کردار

دزدیده و بر گلاب بسته

از شرم تو پیش روی خورشید

گردون تتق سحاب بسته

وز خجلت رای تو ثوابت

همچون مه نو نقاب بسته

از دیده و دم مجیر بی تو

خونابه گشاده آب بسته

دارد چو اثیر سینه تا هست

دل در هوس شهاب بسته

ابریشم ساز گشت عمدا

این خسته در عذاب بسته

تا بو که ببیند آسمانش

در بزم تو بر رباب بسته

کی بر خورد از خیال تا هست؟

اندوه تو را خواب بسته

بی لطف جمال تست هر شب

دود دل او حجاب بسته

ماییم و دلی شکسته زین پس

در دعوت مستجاب بسته

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۵پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را
  2. شمارهٔ ۷۶ای رای رفعیت آسمان را
  3. شمارهٔ ۷۷ای سرافراز مهتری که به دهر
  4. شمارهٔ ۷۸خرد را دوش گفتم کز که نازند؟
  5. شمارهٔ ۷۹عیسی نفسا! تویی که هر دم
  6. شمارهٔ ۸۰زهی ملک بخشی که خصمت ندارد
  7. شمارهٔ ۸۱خداوند من صارم الدین که طبعت
  8. شمارهٔ ۸۲یاد بادا از آنکه وجه معاش
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.