پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۸۱

خداوند من صارم الدین که طبعت

نشد قابل هیچ زرق و فسوسی

تواضع کنانند در پیش قدرت

چو ایام تندی چو گردون شموسی

به یاد جهان پهلوان ده حدیثم

که هستم ز احسانش رحمت بیوسی

بگویش ز چون من ضعیفی ترا چه؟

چه زحمت فلک را ز آوای کوسی؟

ز من بد نخیزد که شاهی نیاید

ز چتر غرابی و تاج خروسی

من آن گاوم ای شیر دل نیک دانی

که هر جا که باشم بیابم سپوسی

من از خاک پای تو سر بر نتابم

ورم سر ببری به دست محبوسی

دو چیزست از انعام شاهم توقع

نه زرق است در هر دو، نی چاپلوسی

اگر خشم باقی بود پای بندی

و گر عفو ممکن بود دست بوسی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸۳به خدا گر خدا روا دارد
  2. شمارهٔ ۸۴بلند بختا با بختیان همت تو
  3. شمارهٔ ۸۵خداوندا ترا گفتم که این شش طاق پیروزه
  4. شمارهٔ ۸۶جان بر تو پاشم از دل چون دلستان مایی
  5. شمارهٔ ۸۷شمس یک‌دست که از دست من و بیم هجا
  6. شمارهٔ ۸۸جانا همه آیت نکویی
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.