پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

قطعات

شمارهٔ ۶۵

دین پناها! دم جانبخش ترا

نفس روح امین می گویم

وز سخن های تو یک نادره را

رشگ صد در ثمین می گویم

نیست مثل تو نه در صوب عراق

در همه روی زمین می گویم

آسمان پیش تو بر خاک نهد

به سر تو که جبین می گویم

بر مگیر این به گران روی ز من

علم الله که یقین می گویم

تا بدیدم قلم و دست ترا

صفت هر دو چنین می گویم

دست را خواجه کان می خوانم

کلک را شحنه دین می گویم

این سخن مختصر اولیتر از آنک

در سخن غث و سمین می گویم

تو مشو سرد که در صفه به شب

سخت سرد است همین می گویم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۷سعد دین اسعد آن یگانه دهر
  2. شمارهٔ ۶۸جنت دنیاست عرض این همایون بارگاه
  3. شمارهٔ ۶۹این قوم نگر که باز هستند
  4. شمارهٔ ۷۰ای خواجه تویی معامل من
  5. شمارهٔ ۷۱ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل
  6. شمارهٔ ۷۲خدایگانا! معلوم رای روشن تست
  7. شمارهٔ ۷۳ای کلک تو بر عروس کاغذ
  8. شمارهٔ ۷۴شاها! تویی آنکه از دل تست
همه‌ی قطعات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.