پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مثنویات

شمارهٔ ۷۳ - کوشش و امید ترجمه از یک قطعه فرانسه

جدا شد یکی چشمه از کوهسار

به ره گشت ناگه به سنگی دچار

به‌ نرمی‌ چنین گفت با سنگ سخت‌:

کرم کرده راهی ده ای نیک‌بخت

گران سنگ تیره دل سخت سر

زدش سیلی و گفت‌: دور ای پسر!

نشد چشمه‌ از پاسخ‌ سنگ‌، سرد

به کندن در اِستاد و ابرام کرد

بسی کند و کاوید و کوشش نمود

کز آن سنگ خارا رهی برگشود

ز کوشش به‌ هر چیز خواهی رسید

به‌ هر چیز خواهی کماهی رسید

برو کارگر باش و امّیدوار

که از یاس جز مرگ ناید به‌ بار

گرت پایداریْسْت در کارها

شود سهل پیش تو دشوارها

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۷۵ - مرع دستانسرایتوگویی مگر مرغ دستانسرای
  2. شمارهٔ ۷۶ - خدا و والدینایا کودک خوب شیرین‌زبان
  3. شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاهکلی را سر از زخم ناسور بود
  4. شمارهٔ ۷۸ - دزدان خرشنیدم که دو دزد خنجرگذار
  5. شمارهٔ ۷۹ - آشتی و جنگیکی دوستی را بیازرد سخت
  6. شمارهٔ ۸۰ - از بدی بپرهیزگذشته گذشته است و آینده نیست
  7. شمارهٔ ۸۱ - تود و بیدجهانست چون جنگلی بیکران
  8. شمارهٔ ۸۲ - مرگ سرخ به از مرگ زردشدم با یکی مرد عیّار یار
همه‌ی مثنویات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.