پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مثنویات

شمارهٔ ۷۹ - آشتی و جنگ

یکی دوستی را بیازرد سخت

پس‌آنگه‌سوی‌قاضیش‌بردسخت

پس از رنج و بدنامی وگیرودار

چو روز نخستین بدوگشت یار

یکی گفتش ای مرد کارت چه بود

درتن دوستی گیرو دارت چه بود

چرا ز آشتی دست برداشتی

چو بایستیت باز کرد آشتی

بخندید و گفت آشتی نیست این

که جنگ دگر را میانجی‌ست این

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۸۱ - تود و بیدجهانست چون جنگلی بیکران
  2. شمارهٔ ۸۲ - مرگ سرخ به از مرگ زردشدم با یکی مرد عیّار یار
  3. شمارهٔ ۸۳ - شکایت از مردم زمانهزمانه به قصد دلم بی‌درنگ
  4. شمارهٔ ۸۴ - جنگ داخلی و دشمن خارجیچون عدو درکمین بود زنهار
همه‌ی مثنویات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.