پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۷۲، ۷۳

بی گناه باش که بی‌بیم باشی‌. سپاس‌دار باش که به نیکویی ارزانی باشی.

سر بیمناکی گنهکارگی است

گنه کاره را تن به آوارگی است

همان بیگناهی تناسانیست

به نیکی سپاسنده ارزانیست

گنه کاره را بیم باشد ز شاه

نترسد ز کس‌، مردم بیگناه

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۷۵راست گوی باش که استوار (‌مورد اعتماد) باشی.
  2. فقرۀ ۷۶، ۷۷، ۷۸خردتن (‌فروتن‌) باش که بسیار دوست شوی‌. بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوش‌زیست باشی‌.
  3. فقرۀ ۷۹خوش بهر دین‌دوست باش که اهرو (‌اشو مقدس‌) باشی
  4. فقرۀ ۸۰روان پرسیدار (‌با وجدان و روحانی‌) باش که بهشتی بوی.
  5. فقرۀ ۸۱دادار باش که گروزمانی (‌ملکوتی‌) شوی.
  6. فقرۀ ۸۲زن کسان مفریب‌، چه به روان ‌گناه گران بود.
  7. فقرۀ ۸۳خرد بوده (‌پست و بی‌اصل‌) واپیشوار (‌؟‌) مردم را نگاه مدار (‌تفقد و احسان مکن‌) چه ترا سپاس نخواهد داشت‌.
  8. فقرۀ ۸۴خشم وکین را، روان خویش تباه مساز.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.