پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۹۷ - شوخ فارسی

مژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر

ابرو از شمشیر سردار سپه خونریزتر

فارسی شوخی‌ است‌ یارم کز غم لعل لبش

هست چشمم از خلیج فارس گوهربیزتر

معتدل‌تر قامتش از طبع موزون بهار

لعلش از کلک کمال‌الملک رنگ‌آمیزتر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۹ - در خواب گفته استدو علم است معلوم نزد بشر
  2. شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست
  3. شمارهٔ ۱۰۱ - در وصف بینش نامی که مژگانی سفید و چشمانی کم‌ دید داشتآن چشم‌ سفیدی که بود چشمش کور
  4. شمارهٔ ۱۰۲غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا
  5. شمارهٔ ۱۰۳ - عجب غنا -‌ ذل نیازیکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر
  6. شمارهٔ ۱۰۴ - حکمتخواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی
  7. شمارهٔ ۱۰۵ - دل خودکامهکاش بودم زان کسان کاندر جهان
  8. شمارهٔ ۱۰۶ - سر و ته یک کرباسای بزرگان به من جواب دهید
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.