پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۰۳ - عجب غنا -‌ ذل نیاز

یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر

که از طریقهٔ آزادگی نمانی باز

اگر توانگر گشتی ز عجب دست بکش

وگر فقیر شدی بر زمانه سر بفراز

که نیست در بر آزادگان بتر چیزی

به روزگار، ز عجب غنا و ذل نیاز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - دل خودکامهکاش بودم زان کسان کاندر جهان
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - سر و ته یک کرباسای بزرگان به من جواب دهید
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادی‌خوآهان به قم و شکستن دست بهارفعل در راستی گواهم بس
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - مردمان لئیماین ناکسان که کوس بزرگی همی زنند
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزلای نازدانه یار سر از مهر بازکش
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکشای برادر ز بهر لذت نفس
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالببنگر به گردن کج و چشمان احولش
  8. شمارهٔ ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن‌ فروشگو، ز من بر حاجی ارزن‌ فروش
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.