پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۹۴ - در هجو «‌بهاء‌» نامی گفته شده

بشنید بها شعر دل‌افزای بهار

گفتاکه منم به شعرهمتای بهار

همتای بهار می‌توان بود بها

درکون بها اگر بود پای بهار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۶ - ای دخترتکیه منمای به حسن و به ‌جمال ای دختر
  2. شمارهٔ ۹۷ - شوخ فارسیمژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر
  3. شمارهٔ ۹۸میوه به صفاهان در و رامش به ری اندر
  4. شمارهٔ ۹۹ - در خواب گفته استدو علم است معلوم نزد بشر
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - در وصف بینش نامی که مژگانی سفید و چشمانی کم‌ دید داشتآن چشم‌ سفیدی که بود چشمش کور
  7. شمارهٔ ۱۰۲غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - عجب غنا -‌ ذل نیازیکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.