پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۳ - در وصف مجلهٔ فروغ تربیت

به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی

به پیشم آمدگفتم درین چه خاصیت است

نه تیر قامت او را ز غنچه پیکانست

نه صدر حشمت او را ز برگ حاشیت است

بسان تیغی کان‌را نه قبضه و نه نیام

بسان شعری کان را نه وزن و قافیت است

میان برف یکی خاربن تو گفتی راست

میانهٔ دل پاک‌، ازکژی یکی نیت است

هوای او به دل اندر غم آورد، گویی

ز طبع خسته یکی پر ملال مرثیت است

به نوبهاران زان پس بدیدمش خوش و خوب

چو توبه‌ای خوش کاندر قفای معصیت است

شکفته سرخ گلی بر فرازآن گفتی

فراز قصر سعادت درفش عافیت است

شگفتم آمد زان حال و فکرتم جنبید

بلی شگفتی آغاز فکر و تزکیت است

نگاه کردم هر سو و راز آن جستم

که آن‌چه خاصیتی بود و این چه کیفیت است

بسیط خاک بنگشود راز من آری

بسیط خاک چراگاه راز و تعمیت است

برآسمان نگرستم وزآفتاب بلند

سئوال کردم‌، گفت این فروغ تربیت است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - براثر توقیف روزنامه نوبهارپادشاها همی نگویی هیچ
  2. شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شدیارم از خوابگاه من برخاست
  3. شمارهٔ ۱۷ - صفای هر چمنخلیل‌زادهٔ آزاده‌ای که دیرگهیست
  4. شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکامچه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است
  5. شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارتغداری و مکاری و زور از من دور است
  6. شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهلگرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
  7. شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هندازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است
  8. شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرتاین که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.