پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

بهار مژدهٔ نو داد فکر باده کنید

ز عمر خویش در این فصل استفاده کنید

خورید باده‌، مدارید غصهٔ کم و بیش

که غصه کم شود ار باده را زیاده کنید

مناسب است به شکرانهٔ مقام رفیع

گر التفات به یاران اوفتاده کنید

به باد رفت سرشمع وهمچنان می گفت

که فکر مردم هستی به باد داده کنید

صبا بگو به رقیبان که آسمان نگذاشت

که بیش ازین به من بینوا افاده کنید

هجوم عام به قتل بهار نیست ضرور

که خود به قتلگه آید اگر اراده کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸نیست کسی را نظر به حال کس امروز
  2. شمارهٔ ۶۹نرگس غمزه‌زنش بر سر ناز است هنوز
  3. شمارهٔ ۷۰ای مصور نقش آن سرّ نهانش را بکش
  4. شمارهٔ ۷۱درگوش دارم این سخن از پیر می‌فروش
  5. شمارهٔ ۷۲کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
  6. شمارهٔ ۷۳مکن تو با دل من بیش از این به جور سلوک
  7. شمارهٔ ۷۴اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال
  8. شمارهٔ ۷۵دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.