پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۷۵ - ای حکیم

نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم

گلشن طبع تو جاویدان بهار است ای حکیم

آن بهاری کاعتدالش ز آفتاب حکمت است

از نسیم مهرگانی برکنار است ای حکیم

در بهار فضل و باغ معرفت جاوید زی

زانکه خورشید تو در نصف‌النهار است ای‌ حکیم

نوبهار فرخ بلخ و بهارستان گنگ

در برگلخانهٔ طبع تو خارست ای حکیم

نافهٔ چین است مشگین خامه‌ات کآثار وی

مشگ‌بیز و مشگ‌ریز و مشگ‌بارست ای حکیم

یا مگر دریاست با آب مدادت تعبیه

کاینچنین گفتار نغزت آبدار است ای حکیم

حکمت ار می‌کرد فخر از روزگار بوعلی

اینک آثار تو فخر روزگارست ای حکیم

مدح این بی‌دولتان عارست دانا را ولیک

چون توئی را مدح گفتن افتخار است ای حکیم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷۷ - آیین نوبیا تا جهان را بهم برزنیم
  2. شمارهٔ ۱۷۸ - تغزلجوشن پوشی ز مشک بر مه روشن
  3. شمارهٔ ۱۷۹ - تغزل و منقبتای به‌روی و به‌موی‌، لاله و سوسن
  4. شمارهٔ ۱۸۰ - تغزلای حلقهٔ زلف تو پر شکن
  5. شمارهٔ ۱۸۱ - خورشیدالا یا قیرگون گوهر درون بسّدین خرمن
  6. شمارهٔ ۱۸۲ - فوج آهنچون بدرید صبح پیراهن
  7. شمارهٔ ۱۸۳ - بوسهتو هم امروز بده بوسه به من
  8. شمارهٔ ۱۸۴ - از زندان شاهیاد ندارد کس از مُلوک و سَلاطین
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.