پرش به محتوای اصلی
بهاء ولد بهاء ولد

جزو اول

فصل ۶۳

قال النّبیّ علیه السّلام: « ترک ذرّة ممّا نهی اللّه خیر من عبادة الثّقلین»

عمری که تنه‌ی او به اجتناب از منهیّ و اقامت فرائض برآید، تنه‌ی آن درخت استوار باشد، و اگر اجتناب از مناهی نباشد فرائض و تطوّعات و تسبیح‌هاش همچون درخت کدو باشد که زود بر شاخ بر دَوَد و سبز نماید و لکن به اندک باد وسوسه خشک شود.

او معناه خیر من عبادة الثقلین؛ آنکه پریان و آدمیان مر یکدیگر را خدمت کنند، ایشان را آن سعادت و آن مصلحت حاصل نشود که در ترک منهیّات شود.

الحَْیُّ الْقَیُّومُ یعنی که حیات هر حالتی بقا ندارد تحیت زندگانی دادن اللّه است. اکنون در عالم حیات درآیم و نظر کنم که چند نوع حیات داده است، و در ماهیّت حیات نظر کنم که چگونه است و آن معلوم نمی شود مگر به مثال و صور؛ مردم در آن خیره می‌بمانند، چنانکه ذات اللّه به مثال صفات و محدثات وقوف می‌دهد سرایر را، و صور خیالات ادراکات خوش و ناخوش از حساب حیات نیست. «لا یِموتُ فِیها وَ لا یحیی». و صور حیات یکی است؛ و سبزه‌ها و عشق‌ها و تازگی‌ها و آب‌های خوش و تفاوت حالاتشان و تازگی اجزای آدمی و حور بهشت، در هر نوعی ازاین‌ها که نظر کنم می‌بینم که حیات بر حیات است لا الی نهایه. و در هر اجزای خود قبول آن حیات‌ها را تصوّر می‌کنم و می‌گویم که ای روح! از حیات خود به حیات اللّه رو، وبه هر کدام نوع مثال که اللّه حیاتت را اشارت کند، بدان نوع مشغول می‌شو و عمر را بدین می‌گذار و در دقایق آن نظر می‌کن و خوش می‌باش؛ واللّه اعلم.

ادامه‌ی جزو اول

  1. فصل ۶۵ﮔﻔﺘﻢ ای آدﻣﻰ در ﻫﺮ رﻳﺰﻩ ﺷﻬﻮت ﺗﻮ دﻳﻮی ﭼﻨﮕﺎل در زدﻩ اﺳﺖ و ﺑه ﺒﻮی آن ﻣﺮاد در ﺗﻮ ﻣﻰ آﻳﻨﺪ، ﭼﻨﺎﻧکه ﻣﻮرﭼﻪ ﺑﺎ داﻧﻪ ﭼﻨﮕﺎل ﺳﺨﺖ ﻛﺮدﻩ ﺑﺎﺷﺪ، اﻧﺪروﻧﺖ از دﻳﻮان همچون ﻣﻮرﭼﻪﺧﺎﻧﻪ از آن ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. ﺗو ﺮا ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ دو در را ﻛﻪ ﮔﻠﻮ و ﺷﻬﻮت اﺳﺖ درﺑﻨﺪ ﺗﺎ درﻧﻴﺎﻳﻨﺪ، و اﮔﺮ ﺗﻮ درِ آ
  2. فصل ۶۶أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإْسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ
  3. فصل ۶۷« وَ اعْتَصِمُوا بحِبْلِ اللَّهِ جمَیعاً »
  4. فصل ۶۸«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُوَنها»
  5. فصل ۶۹«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإْسْلام »
  6. فصل ۷۰«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تحُبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونیِ یُحبِبْکُمُ اللَّهُ»
  7. فصل ۷۱قال النّبیّ علیه السّلام: « کما تعیشون فکذلک تموتون فکذلک تحشرون»
  8. فصل ۷۲«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمْنِ الرَّحِیمِ» می‌خواندم، گفتم که به حرمت بسم اللّه و به نام و آوازه‌ی بسم اللّه اجزای عالم و ابعاض عالم ارزاق از اسباب می‌ستانند. چو اللّه خود را رحمن و رحیم می‌فرماید، از بهر آن می‌فرماید تا بسیار امیدها بدارید باسم اللّه. امّا ش
همه‌ی جزو اول ←

بهاء ولد درباره‌ی بهاء ولد

بهاءُالدّین وَلَد، محمد بن حسین خطیبی بکری (۵۴۳–۶۲۸ق/۱۱۴۸–۱۲۳۱م)، معروف به بهاء ولد، سلطان‌العلما، عارف، واعظ، از مشایخ تصوف و پدر مولانا جلال‌الدین بلخی است. بهاءالدین تا مدت‌ها فقط پدر جلال‌الدین بلخی شناخته می‌شد. اخبار مربوط به او از طریق ولدنامه یا ابتدانامهٔ سلطان ولد، رسالهٔ سپهسالار به قلم فریدون بن احمد سپهسال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.