پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۲۶ - شعر گفتن گلشاه در هجر ورقه

ایا نزهت و راحت جان من

دل و دیده و جان و جانان من

تو درمان جانی و درد دلی

کجا رفتی ای درد و درمان من

گسستندم از تو، نکردند رحم

برین خسته دو چشم گریان من

ز درد دلم گشت رخساره زرد

ز غم گوژ شد سرو بستان من

ز بهر درم به غریبی مرا

بدادند بی امر و فرمان من

تو بر جان خود بر، مخور زینهار

که خوردند زنهار بر جان من

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۲۸ - مرو را جهازی نکو ساختندمرو را جهازی نکو ساختند
  2. بخش ۲۹ - بردن گلشاه به شامشه شام از آن جایگه نیم شب
  3. بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمندچو گلشه سوی شام شد مستمند
  4. بخش ۳۱ - بازگشتن ورقه به حی بنی شیبهنبد ورقه را ز آن حدیث آگهی
  5. بخش ۳۲ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاهدریغا که آن زاد سرو بلند
  6. بخش ۳۳ - زاری کردن ورقهچو این شعر ورقه ببردش بسر
  7. بخش ۳۴ - آگاهی ورقه از مکر عمبحی اندرون بد یکی دلبری
  8. بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شامبگفت این و آمد ز پیشش برون
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.