پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۲۸ - مرو را جهازی نکو ساختند

مرو را جهازی نکو ساختند

خزینه ز گوهر بپرداختند

از آن گوهرانش یکی راندید

نه دید و نه نام یکی را شنید

که گوهر به نزدیک او سنگ بود

ره خرمی بر دلش تنگ بود

خردمند گلشاه فرخنده را

یکی بنده بد،‌ خواند آن بنده را

بگفتا کی آزاد گشتی ز من

ترا رفت باید بسوی یمن

ببردن بر ورقهٔ دل دژم

زره را و انگشتری را بهم

بدو داد انگشتری با زره

بگفتا ببر این به ورقه بده

بگو کز تو این بد مرا یادگار

بد این یادگارت مرا غمگسار

از آن چرخ گردندهٔ گوژپشت

بسی دیده ام روزگار درشت

گرم کرد باید ز گیتی بسیچ

نداند کسی مرگ را چاره هیچ

شدم همچنان کآمدم زین جهان

اگر بد بدم رست خلق از بدان

مگوی ای نبرده ز بهر خدای

حدیث نکاح من و کدخدای

تو جهد اندر آن کن مگر از یمن

بیایی سبک بر سر گور من

که گر هیچ یابد ز کارم خبر

به تنش اندرون پاره گردد جگر

برفت آن غلام همایون به شب

بر ورقه آن سرفراز عرب

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمندچو گلشه سوی شام شد مستمند
  2. بخش ۳۱ - بازگشتن ورقه به حی بنی شیبهنبد ورقه را ز آن حدیث آگهی
  3. بخش ۳۲ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاهدریغا که آن زاد سرو بلند
  4. بخش ۳۳ - زاری کردن ورقهچو این شعر ورقه ببردش بسر
  5. بخش ۳۴ - آگاهی ورقه از مکر عمبحی اندرون بد یکی دلبری
  6. بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شامبگفت این و آمد ز پیشش برون
  7. بخش ۳۶ - دیدن ورقه و گلشاه یکدیگر رابگفت این و درماند در غم اسیر
  8. بخش ۳۷ - بازگشتن ورقه از شامبگفت این و دادش به شوهر خبر
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.