پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۳۲ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاه

دریغا که آن زاد سرو بلند

نهان گشت در زیر خاک نژند

ندانم همی زین بتر روزگار

کی بر جانم آمد بر نخست کینه آر

تو ای تن در درد و غم برگشای

ابا هیچ کس خوش مباش و مخند

تو ای ورقه از بهر جانان خویش

بدل بر در شادکامی ببند

کنون کآن دلارام رفت از برت

تو دل نیز بر مهر خوبان مبند

ایا نو شکفته گل بوستان

ز بارت که چید و ز بیخت که کند؟

بگیرید ای مردمان دست من

بریدم سوی گور آن مستمند

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۳۴ - آگاهی ورقه از مکر عمبحی اندرون بد یکی دلبری
  2. بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شامبگفت این و آمد ز پیشش برون
  3. بخش ۳۶ - دیدن ورقه و گلشاه یکدیگر رابگفت این و درماند در غم اسیر
  4. بخش ۳۷ - بازگشتن ورقه از شامبگفت این و دادش به شوهر خبر
  5. بخش ۳۸ - شعر گفتن ورقهایا پر هنر راد و دانا طبیب
  6. بخش ۳۹ - چو گفت این، بگفتش که ای رادمردچو گفت این، بگفتش که ای رادمرد
  7. بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقهکنم آه ازین چرخ گردنده آه
  8. بخش ۴۱ - مردن ورقه و خبریافتن گلشاهبگفت این و بگسستش از تن نفس
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.