پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۳۸ - شعر گفتن ورقه

ایا پر هنر راد و دانا طبیب

یکی چاره کن بر فراق حبیب

که از هجر آن سرو سیمین صنم

گدازنده ام هم چو زرین قضیب

نصیب بتم خوبی و چابکیست

چرا مرمرا محنت آمد نصیب؟

کرا عشق و هجران بهم یار گشت

شود جانش با مرگ بی شک قریب

منم بستهٔ عشق، رحمت کنید

برین خستهٔ مستمند غریب

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقهکنم آه ازین چرخ گردنده آه
  2. بخش ۴۱ - مردن ورقه و خبریافتن گلشاهبگفت این و بگسستش از تن نفس
  3. بخش ۴۲ - شعر گفتن گلشاهکزین پس ایا دل به دنیا مناز
  4. بخش ۴۳ - سه روز و سه شب همچنان در عذابسه روز و سه شب همچنان در عذاب
  5. بخش ۴۴ - رفتن شاه شام با گلشاه بر سر گور ورقهمر آن دوست را برد نزدیک دوست
  6. بخش ۴۵ - شکوهٔ شاعردریغا که بد مهر گردان جهان
  7. بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاهکنون قصهٔ گلشه و ورقه باز
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.