پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۴۳ - سه روز و سه شب همچنان در عذاب

سه روز و سه شب همچنان در عذاب

همی بود بی خورد و بی هوش و خواب

ز کارش چو آگاه شد شاه شام

دویدش بر ماه بت کش خرام

بگفتش: چه بود ای دلارام من؟

بگو هین که تیره شد ایام من!

بگفتش که ای خسرو دادگر

به گیتی چه باشد ازین زارتر

که آن ماه رخشان و آن در پاک

نهفته شد اندر دل تیره خاک

الا هم کنون ای گرامی رفیق

ببر مرمرا سوی گور صدیق

که تا خاک او را بگیرم ببر

ببوسم من آن خاک را سر بسر

چو بشنید شاه این دلش بد کباب

ز دیده ببارید بر روی آب

شه شام مرحاشیت را بخواند

سراسر سپه را همه برنشاند

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۴۵ - شکوهٔ شاعردریغا که بد مهر گردان جهان
  2. بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاهکنون قصهٔ گلشه و ورقه باز
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.