پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۴۲ - شعر گفتن گلشاه

کزین پس ایا دل به دنیا مناز

که عزش عذابست و نازش نیاز

دو سرو سهی را به یک بوستان

بپرورد در شادکامی و ناز

ابی آن که ز آن هر دو آمد گناه

ز یک دیگرانشان جدا کرد باز

ایا ورقه دوری تو از یار خویش

شدم بی تو کوتاه عمری دراز

مرا گفته بودی که آیم برت

شدی از برم باز نایی تو باز

قضا تا در مرگ تو باز کرد

به خود بر در غم نکردم فراز

به نزد تو خواهم همی آمدن

مرا هم بر جای خود جای ساز

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۴۴ - رفتن شاه شام با گلشاه بر سر گور ورقهمر آن دوست را برد نزدیک دوست
  2. بخش ۴۵ - شکوهٔ شاعردریغا که بد مهر گردان جهان
  3. بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاهکنون قصهٔ گلشه و ورقه باز
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.