پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقه

کنم آه ازین چرخ گردنده آه

که عیشم تبه کرد و روزم سیاه

تو بدرود باش ای گرانمایه در

که من تن سپردم به خاک سیاه

مبادا به تو بر تبه عیش و عمر

که هم عیش و هم عمر من شد تباه

دل سوخته در غم مهر تو

همی برد خواهم به نزد اله

دریغا که از وصل تو مر مرا

گسسته شد اومید و کوتاه راه

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۴۲ - شعر گفتن گلشاهکزین پس ایا دل به دنیا مناز
  2. بخش ۴۳ - سه روز و سه شب همچنان در عذابسه روز و سه شب همچنان در عذاب
  3. بخش ۴۴ - رفتن شاه شام با گلشاه بر سر گور ورقهمر آن دوست را برد نزدیک دوست
  4. بخش ۴۵ - شکوهٔ شاعردریغا که بد مهر گردان جهان
  5. بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاهکنون قصهٔ گلشه و ورقه باز
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.