پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمند

چو گلشه سوی شام شد مستمند

بیاورد بابش یکی گوسفند

ز بهر حیل سرش ببرید زود

به کرباس اندر بپیچید زود

بخوابید در خیمه چون مردگان

شب تیره برداشت بانگ و فغان

برآورد با زن به یک جا خروش

که آوخ ز گلشاه ببرید هوش

همه اهل حی جمله گرد آمدند

سلبها دریدند و گریان شدند

بشد باب گلشاه گوری بکند

نهادش به گور اندرون گوسفند

همه اهل حی راست پنداشتند

سراسر همه نوحه برداشتند

همه جملگی زار و گریان شدند

چو ماهی ابر تابه بریان شدند

دل خلق با درد پیوسته شد

بریشان در خرمی بسته شد

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۳۲ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاهدریغا که آن زاد سرو بلند
  2. بخش ۳۳ - زاری کردن ورقهچو این شعر ورقه ببردش بسر
  3. بخش ۳۴ - آگاهی ورقه از مکر عمبحی اندرون بد یکی دلبری
  4. بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شامبگفت این و آمد ز پیشش برون
  5. بخش ۳۶ - دیدن ورقه و گلشاه یکدیگر رابگفت این و درماند در غم اسیر
  6. بخش ۳۷ - بازگشتن ورقه از شامبگفت این و دادش به شوهر خبر
  7. بخش ۳۸ - شعر گفتن ورقهایا پر هنر راد و دانا طبیب
  8. بخش ۳۹ - چو گفت این، بگفتش که ای رادمردچو گفت این، بگفتش که ای رادمرد
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.