پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۲۵ - نوحه کردن گلشاه

خبر یافت گلشاه کآن مستحل

جدا کردش از ورقهٔ برده دل

ز درد دل از وی برآمد خروش

بیفتاد بر خاک و زو رفت هوش

چو بازی هش آمد مه مشک سر

ببارید از دیده خون جگر

به فندق گل از ماه رخشان بکند

به خاک اندر افگند مشکین کمند

دو تا کرده آن سرو سیمین خویش

چو زر کرده گلبرگ رنگین خویش

بزد دست وز دست پیراهنش

بدرید بر سیم پیکر تنش

بغلتید بر خاک بیچاره وار

بنالید از درد و بگریست زار

همی گفت کای داور داد ده

همه از تو دانست بیداد نه

تو بگسل مر آن سنگ دل برده را

که بگسست از هم دودل برده را

گسسته که کرد این دو دل بسته را؟

که دل خسته کرد این دو پیوسته را؟

نبخشود بر ما دو بخشودنی

نبد هرچ می خواست و بدبودنی

همی گفت چونین و می خواست مرگ

همی خون چکانید بر لاله برگ

بنالید و بر درد و هجران بگفت

دریغا شد از دستم آن نیک جفت

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۲۷ - بگفت این و بر دوست بگریست زاربگفت این و بر دوست بگریست زار
  2. بخش ۲۸ - مرو را جهازی نکو ساختندمرو را جهازی نکو ساختند
  3. بخش ۲۹ - بردن گلشاه به شامشه شام از آن جایگه نیم شب
  4. بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمندچو گلشه سوی شام شد مستمند
  5. بخش ۳۱ - بازگشتن ورقه به حی بنی شیبهنبد ورقه را ز آن حدیث آگهی
  6. بخش ۳۲ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاهدریغا که آن زاد سرو بلند
  7. بخش ۳۳ - زاری کردن ورقهچو این شعر ورقه ببردش بسر
  8. بخش ۳۴ - آگاهی ورقه از مکر عمبحی اندرون بد یکی دلبری
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.