پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهارم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بر سر گوری مگر بهلول خفت

همچنان خفته از آنجا مینرفت

آن یکی گفتش که برخیز ای پسر

چند خواهی خفت اینجا بی خبر

گفت بهلولش که من آنگه روم

کاین همه سوگند از وی بشنوم

گفت چه سوگند با من باز گوی

گفت شد این مرده با من راز گوی

میخورد سوگند و میگوید براز

من نخواهم کرد خاک از خویش باز

تا همه خلق جهان را تن به تن

در نخوابانم بخون چون خویشتن

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانه را از اهل راز
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلدر زمستان یک شبی بهلول مست
  3. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبیدلی را گفت آن پیر کهن
  4. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلآب بسیار آن یکی در شیر کرد
  5. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلبر سر خاکی زنی خوش میگریست
  6. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلنوح پیغامبر چو از کفّار رَست
  7. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلعیسی مریم که بودی شاد او
  8. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلچون برآمد جان باقی از خلیل
همه‌ی بخش چهارم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.