پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهارم

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانه را از اهل راز

گشت وقت نزع جان کندن دراز

از سر بی قوتی و اضطرار

همچو ابری خون فشان بگریست زار

گفت چون جان ای خدا آوردهٔ

چون همی بردی چرا آوردهٔ

گر نبودی جان من بر سودمی

زین همه جان کندن ایمن بودمی

نه مرا از زیستن مردن بدی

نه ترا آوردن و بردن بدی

کاشکی رنج شد آمد نیستی

گر شد آمد نیستی بد نیستی

چون ترا مرگست و آتش پیش در

ظلم تا چندی کنی زین بیشتر

مرگ گوئی نیست جانت را تمام

کاتشیش از ظلم در باید مدام

ادامه‌ی بخش چهارم

  1. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبیدلی را گفت آن پیر کهن
  2. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلآب بسیار آن یکی در شیر کرد
  3. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلبر سر خاکی زنی خوش میگریست
  4. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلنوح پیغامبر چو از کفّار رَست
  5. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلعیسی مریم که بودی شاد او
  6. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلچون برآمد جان باقی از خلیل
  7. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلچون سکندر را مسخر شد جهان
همه‌ی بخش چهارم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.