فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ برخیز و به بحرِ عشقِ دلدار درای
- شمارهٔ ۶۲ بحری که همه عمر به یکدم بینی
- شمارهٔ ۶۳ گر تو دل خویش بیسیاهی بینی
- شمارهٔ ۶۴ گردیدهوری تو دیده بر کار انداز
- شمارهٔ ۶۵ گرچه دل تو زین همه غم تنگ شود
- شمارهٔ ۶۶ در بند خیال غیر یک ذرّه مباش
- شمارهٔ ۶۷ تا کی خود را ز پای و سراندیشی
- شمارهٔ ۶۸ هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
- شمارهٔ ۶۹ چون نیست ترا کار ز سودا بیرون
- شمارهٔ ۷۰ گر پرده ز روی کار بر میداری!
- شمارهٔ ۷۱ تا چند کنی عزیمت دریا ساز
- شمارهٔ ۷۲ هر جانی را که غرق انعام بود
- شمارهٔ ۷۳ چون بدنامی به روزگاری افتد
- شمارهٔ ۷۴ چون نیست، گر از پیش روی، پیشانت
- شمارهٔ ۷۵ ور راه ز پس قطع کنی پایانت
- شمارهٔ ۷۶ گر برخیزد ز پیش چشم تو منی
- شمارهٔ ۷۷ آن را که به چشم کشف پیداست یقین
- شمارهٔ ۷۸ بنگر بنگر، ای دل! اگر مرد رهی
- شمارهٔ ۷۹ میپنداری که حق هویدا گردد
- شمارهٔ ۸۰ هر دیده که اسرار جهان مطلق دید
- شمارهٔ ۸۱ تا چند ازین نقش برآورده که هست
- شمارهٔ ۸۲ آنجا که زمین را فلکی بینی تو
- شمارهٔ ۸۳ هر جان که ز حکم مرکز دوران رفت
- شمارهٔ ۸۴ آن سالک گرم روْ که در شیب و فراز
- شمارهٔ ۸۵ هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا
- شمارهٔ ۸۶ دل را نه ز آدم و نه حواست نسب
- شمارهٔ ۸۷ عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت
- شمارهٔ ۸۸ در عشق نماند عقل و تمییز که بود
- شمارهٔ ۸۹ آن دل که ز شوق نور اکبر میتافت
- شمارهٔ ۹۰ از بس که بدیدم ز تو اسرار عجب
- شمارهٔ ۹۱ یارب چه نهان چه آشکارا که تویی
- شمارهٔ ۹۲ هر روز به حسن بیشتر خواهی بود
- شمارهٔ ۹۳ جانا غمِ عشق تو بجان نتوان داد
- شمارهٔ ۹۴ در راه تو گم گشت دویی اینت عجب!
- شمارهٔ ۹۵ آن دیده که توحید قوی میبیند
- شمارهٔ ۹۶ جانا ز میانِ من و تو دست کراست
- شمارهٔ ۹۷ جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!
- شمارهٔ ۹۸ دل خستهٔ سال و بستهٔ ماه نماند
- شمارهٔ ۹۹ چون باز دلم غمِ ترا زقّه نهاد
- شمارهٔ ۱۰۰ در عشق توام شادی و غم هیچ نبود
متن اشعار به نقل از گنجور.