پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد

۱۰۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ برخیز و به بحرِ عشقِ دلدار درای
  2. شمارهٔ ۶۲ بحری که همه عمر به یکدم بینی
  3. شمارهٔ ۶۳ گر تو دل خویش بیسیاهی بینی
  4. شمارهٔ ۶۴ گردیدهوری تو دیده بر کار انداز
  5. شمارهٔ ۶۵ گرچه دل تو زین همه غم تنگ شود
  6. شمارهٔ ۶۶ در بند خیال غیر یک ذرّه مباش
  7. شمارهٔ ۶۷ تا کی خود را ز پای و سراندیشی
  8. شمارهٔ ۶۸ هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
  9. شمارهٔ ۶۹ چون نیست ترا کار ز سودا بیرون
  10. شمارهٔ ۷۰ گر پرده ز روی کار بر میداری!
  11. شمارهٔ ۷۱ تا چند کنی عزیمت دریا ساز
  12. شمارهٔ ۷۲ هر جانی را که غرق انعام بود
  13. شمارهٔ ۷۳ چون بدنامی به روزگاری افتد
  14. شمارهٔ ۷۴ چون نیست، گر از پیش روی، پیشانت
  15. شمارهٔ ۷۵ ور راه ز پس قطع کنی پایانت
  16. شمارهٔ ۷۶ گر برخیزد ز پیش چشم تو منی
  17. شمارهٔ ۷۷ آن را که به چشم کشف پیداست یقین
  18. شمارهٔ ۷۸ بنگر بنگر، ای دل! اگر مرد رهی
  19. شمارهٔ ۷۹ میپنداری که حق هویدا گردد
  20. شمارهٔ ۸۰ هر دیده که اسرار جهان مطلق دید
  21. شمارهٔ ۸۱ تا چند ازین نقش برآورده که هست
  22. شمارهٔ ۸۲ آنجا که زمین را فلکی بینی تو
  23. شمارهٔ ۸۳ هر جان که ز حکم مرکز دوران رفت
  24. شمارهٔ ۸۴ آن سالک گرم روْ که در شیب و فراز
  25. شمارهٔ ۸۵ هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا
  26. شمارهٔ ۸۶ دل را نه ز آدم و نه حواست نسب
  27. شمارهٔ ۸۷ عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت
  28. شمارهٔ ۸۸ در عشق نماند عقل و تمییز که بود
  29. شمارهٔ ۸۹ آن دل که ز شوق نور اکبر میتافت
  30. شمارهٔ ۹۰ از بس که بدیدم ز تو اسرار عجب
  31. شمارهٔ ۹۱ یارب چه نهان چه آشکارا که تویی
  32. شمارهٔ ۹۲ هر روز به حسن بیشتر خواهی بود
  33. شمارهٔ ۹۳ جانا غمِ عشق تو بجان نتوان داد
  34. شمارهٔ ۹۴ در راه تو گم گشت دویی اینت عجب!
  35. شمارهٔ ۹۵ آن دیده که توحید قوی میبیند
  36. شمارهٔ ۹۶ جانا ز میانِ من و تو دست کراست
  37. شمارهٔ ۹۷ جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!
  38. شمارهٔ ۹۸ دل خستهٔ سال و بستهٔ ماه نماند
  39. شمارهٔ ۹۹ چون باز دلم غمِ ترا زقّه نهاد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در عشق توام شادی و غم هیچ نبود

متن اشعار به نقل از گنجور.