پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق

۲۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ هر روز سرِ زلفِ تو کاری نهدم
  2. شمارهٔ ۲ لعلت به صواب هیچ کس دم نزند
  3. شمارهٔ ۳ چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق است
  4. شمارهٔ ۴ هر دم به حیل زخمِ دگر سانم زن
  5. شمارهٔ ۵ هم زلف تو از برونِ دل در تاب است
  6. شمارهٔ ۶ در عشقِ تو عقل و هوش مینتوان داشت
  7. شمارهٔ ۷ تا ابروی طاقِ تو کماندار افتاد
  8. شمارهٔ ۸ دردی که ز تو به حاصلم می‌آید
  9. شمارهٔ ۹ تا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زد
  10. شمارهٔ ۱۰ چون خطِّ رخت هست روان چندینی
  11. شمارهٔ ۱۱ زلفِ تو به هم در اوفتاده عجب است
  12. شمارهٔ ۱۲ چشمِ خوشِ تو که مذهبِ عبهر داشت
  13. شمارهٔ ۱۳ از زلفِ شکن بر شکنت میترسم
  14. شمارهٔ ۱۴ گر عفو کنی به لطف جرمی که مراست
  15. شمارهٔ ۱۵ از زلفِ تو دل چو در عقابین افتاد
  16. شمارهٔ ۱۶ خطّت دام است و خالت او را دانه است
  17. شمارهٔ ۱۷ گفتم: خط مشکین تو بر ماه خطاست
  18. شمارهٔ ۱۸ گفتم: «کس را روی تو و موی تو نیست
  19. شمارهٔ ۱۹ چون غمزهٔ تو جادویی آغاز نهد
  20. شمارهٔ ۲۰ دایم گهر وصل تو میجویم باز

متن اشعار به نقل از گنجور.