پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن

۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ تا هیچ پراکنده توانی بودن
  2. شمارهٔ ۲ تا تفرقه میبود به هر سوی از تو
  3. شمارهٔ ۳ ای مانده ز خویش در بلایی که مپرس
  4. شمارهٔ ۴ نه جان صفت رضای او میگیرد
  5. شمارهٔ ۵ چون نیست کسی را سر مویی غم تو
  6. شمارهٔ ۶ شد از تو جهان بیرخ آن ماه سیاه
  7. شمارهٔ ۷ بس رنج و بلا کاین دل آغشته کشید
  8. شمارهٔ ۸ هر چند که بیرون و درون خواهی دید
  9. شمارهٔ ۹ گر جان تو در پردهٔ دین خواهد بود
  10. شمارهٔ ۱۰ او را خواهی از زن و فرزند ببر
  11. شمارهٔ ۱۱ گر میخواهی که باشدت خوش آنجا
  12. شمارهٔ ۱۲ با عشق، وجود خود برانداخته به
  13. شمارهٔ ۱۳ دیوانه اگر مقید زنجیرست
  14. شمارهٔ ۱۴ تا چند ترا ز پرده بیش آوردن
  15. شمارهٔ ۱۵ پیوستن تو به یک به یک بسیاریست
  16. شمارهٔ ۱۶ آن را که بخود بر سر یک موی سر است
  17. شمارهٔ ۱۷ شایستهٔ آن کمال مینتوان شد
  18. شمارهٔ ۱۸ هر لحظه هزار مشکلم پیوسته است
  19. شمارهٔ ۱۹ نابرده می عشق، قرارت ای دل
  20. شمارهٔ ۲۰ بگذر ز خیال آن و این، کار اینست
  21. شمارهٔ ۲۱ گر میخواهی که وقت خودداری گوش
  22. شمارهٔ ۲۲ ای آن که تو یک نفس خوداندیش نیی
  23. شمارهٔ ۲۳ بی فکر دلی که هست خرّم دارش
  24. شمارهٔ ۲۴ عمری که نه در حضور جان خواهد بود
  25. شمارهٔ ۲۵ گر یک سرِ موی سرِّ جانان بینی
  26. شمارهٔ ۲۶ گر مرد رهی، روی به فریادرس آر
  27. شمارهٔ ۲۷ تا با تو، تویی بود، کجا گیری تو

متن اشعار به نقل از گنجور.