پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

(۷) موعظه

چنین گفته‌ست آن دانندهٔ پاک

که هر کو در مُقامر خانهٔ خاک

چنان در پاک بازی سر بر افراخت

که هرچش بود با یک دیده در باخت

گرفته توبه کرد و نیز نشکست

نه بر بیهوده چشمی داد از دست

بتوبه گرچه در پیش صف آید

ولی چشم شده کی با کف آید

عزیزا هر دمی کز دل برآری

که آن بی ذکر حق ضایع گذاری

چو چشمی دان که در می‌بازی آن را

تدارک کی توان کرد این زیان را

مده ازدست چیزی را که از عز

نیاید نیز با دست تو هرگز

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. (۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهدیکی مرغیست اندر کوه پایه
  2. (۱۰) حکایت بهلول و حلوا و بریانچو غالب گشت بر بهلول سوداش
  3. (۱۱) سؤال موسی از حق سبحانه و تعالیمگر پرسید موسی ازخداوند
  4. (۱۲) پند کسریچنین گفته‌ست کسری باربد را
  5. (۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالیسحرگاهی بزرگی در مناجات
  6. (۱۴) حکایت شعبی و آن مرد که صعوۀ گرفته بودچنین گفته‌ست شعبی مردِ درگاه
  7. (۱۵) حکایت زنبور با موریکی زنبور می‌آمد ز خانه
  8. (۱۶) حکایت پیغامبر و کنیزک حبشیچنین نقلست از سلمان که یک روز
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.