پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

(۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالی

سحرگاهی بزرگی در مناجات

زبان بگشاد وگفت ای قایم الذات

من از تو راضیم هم روز و هم شب

تو از من نیز راضی باش یا رب

چنین گفت او که آوازی شنیدم

که در دعوی ترا کذّاب دیدم

اگر خود بودئی راضی ز ما تو

زما کی جستئی هرگز رضا تو

اگر راضی شدی از ما تو مجنون

رضای ما چرا جستی تو اکنون

کسی کو در رضا عین کمالست

چو راضیست او رضا جستن محالست

اگر تو راضئی از ما چه جوئی

وگرنه خویش را راضی چه گوئی

رضا ده صبر کن بنشین و مخروش

چه سودا می‌پزی مستیز و کم جوش

زمانی در تمّنای محالی

زمانی در جوال صد خیالی

سخن می‌نشنوی یک ذرّه آخر

که گشتی از محالی غِرّه آخر

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. (۱۵) حکایت زنبور با موریکی زنبور می‌آمد ز خانه
  2. (۱۶) حکایت پیغامبر و کنیزک حبشیچنین نقلست از سلمان که یک روز
  3. (۱۷) حکایت آن مرد که پیش فضل ربیع آمدیکی پیری مشوّش روزگاری
  4. (۱۸) حکایت بهلولیکی می‌رفت در بغداد بر رخش
  5. (۱۹) حکایت مرد مجنون و رعنایانبره دربود مجنونی نشسته
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.