پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

(۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوس

مگر شد آشکارا قحط سالی

به پیش خلق آمد تنگ حالی

سراسیمه جهانی خلقِ محبوس

شدند از بهرِ باران پیشِ طاوس

که باران می‌نیاید آشکارا

دعائی کن زحق در خواه ما را

پس آنگه گفت طاوس ای عزیزان

نگردد ابر بر بیهوده ریزان

شما را گرچه جز باران طلب نیست

اگر باران نمی‌بارد عجب نیست

عجب اینست کز چندین گنه کار

نبارد سنگ بر مردم بیکبار

اگرچه میغ ترک آسمان کرد

تعجّب گر کنی زان می‌توان کرد

که نکشافد زمین از شومی ما

خورد ما را ز نامعلومی ما

تو پنداری که ازمردانِ راهی

کدامین مرد، سرگردانِ راهی

چو پندار تو برگیرند از پیش

کسی مرده سگی برخیزد از خویش

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. (۵) حکایت مرد حریص و ملک الموتحریصی در میان مست و هشیار
  2. (۶) حکایت کشته شدن پسر مرزبان حکیمحکیمی بود کامل مرزبان نام
  3. (۷) موعظهچنین گفته‌ست آن دانندهٔ پاک
  4. (۸) حکایت بزرجمهر با انوشیروانچو از بوزرجمهر افتاد در خشم
  5. (۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهدیکی مرغیست اندر کوه پایه
  6. (۱۰) حکایت بهلول و حلوا و بریانچو غالب گشت بر بهلول سوداش
  7. (۱۱) سؤال موسی از حق سبحانه و تعالیمگر پرسید موسی ازخداوند
  8. (۱۲) پند کسریچنین گفته‌ست کسری باربد را
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.